روز پدر مبارک
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
روز پدر را به تمام پدران تبریک می گوییم و برای یکایک انها سلامتی ارزو می کنمxa0xa0xa0هر چه فکر کردم چه جمله ای برای پدر بنویسم .نتوانستم جمله ای بسازم،xa0چون او برای من دنیا را ساخته است .از علی امواز اخلاص عملxa0شادمان باشید پدران بزرگوارxa0
سال نو مبارک باشه
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
چه زیباست سال نوهمه برای هم ارزوهای خوب می کنیموقتی تمام این خوبیها با هم جمع می شود انبوهی از خوبیها می شودxa0به بالا می روند و xa0ندای ما به جایگاه خودش می رسد وxa0ما همه خندان و شاد در این روزها هستیمxa0شاد باشیم و همیشه برای هم شادی و خوشحالی بخواهیمxa0نوروز مبارک باشهxa0xa0حالا دیگه روز ازxa0نو...
روشنایی لطیف غروب
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
باید مشتاقانه تاوان جاودانگی را بپردازیم؛تا وقتی زنده ایم ، مجبوریم بارها بمیریم .نیچهxa0روزی که به شدت باران میبارد و رادیو از سیل می گویدxa0
روزی با نشاط و شاد
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
امروز سعادت داشتم که سوره ( دهر) انسان را قرائت کنمxa0xa0روز با شکوهی است .xa0
وفاداری
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
دمی با دوست به سر بردنxa0دوصد دنیا بها داردxa0خوشا آنکس که در دنیاxa0رفیق با وفا داردxa0
اولین معلم زندگی من
-
تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
مدتی استxa0xa0که نمی توانستم بنویسم چون به دنبال جوهر خودxa0نویسم بودمxa0 xa0پدر همیشه می گفت با خودکاربنویسی خوشxa0خط می شوی،xa0و معلم های شما از اینکه ورقه خوش خطxa0را می بیند خوشحال میشوند . اما هر چه گشتم نه تنها
ساعت آفتابی
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:26
ساعت آ فتابی پارک لالهxa0 امروزمرا برد به سالهای کودکی که بی بی برایمان ساعت آفتابی درست می کرد. همه منتظر بودیم که امتحان ثلث سوم را بدهیم و برویم سراغ بی بی همه چیز مهیا برای رفتن بود باید جمعه می شد
سروقت
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:26
امروز یادم به سر وقت هامون افتاد یاد اون روز ها که ساعت معنی داشتxa0 از موبایل خبری نبود و همه سر وقت به قرارهامون می رسیدیم یادش بخیرxa0 سر وقتی ها سر وقت می رفتیم دنبال دوستمون که بریم مدرسه تادستمون رو
پسرکی با کولی چرخ دار
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:26
زمستان سردی بود پسرکی را دیدم که به سختی خودش را به کنار پیاده رو کشیدهxa0 بودxa0 و از میان انبوه جمعیت صبحگاهی که با شتابxa0 داشتندخودشان را به محل کارشان می رساند عبور می کرد.xa0 پسرک خودش را درون کاپشن زمس
برف پارو میکنیم
-
تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 6:26
برف پارو می کنیم برفیهxa0 برفیxa0 پرده اتاق را کنار زدم حیاط سفید پوش شده بود جای پای پدر روی برفها دیده می شد که صبح زودxa0 xa0به محل کارش رفته بود . کیف بدست و اروم از خونه بیرون رفتم و پاورچین و پاورچین به
روز خوب
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
xa0 امروز برایم روز بسیار خوبیهxa0 روز دوم مهر ماهxa0 ماه مهربانیxa0 من هم با گلدان هایم امروز مهربانی کردمxa0 اول خاک انهار ا جا به جا کردم و بعدxa0 به هر کدام از انها یک بیلچه کوچک کود دادمxa0 به امید روز و روزگاری سبزxa0
همشاگردی سلام
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
به یاد ماه مهر و مهربانی های انxa0 xa0باز امد ماه مهر و ماه مهر و ماه مهرxa0 اول سلام, به تمام کسانی که در دبیرستان وحید دستگردی درس می خوندندxa0 از سالی میگم که لباسهای مدرسه رنگین شد حالا امسال رنگ بلوز ما س
بازم مدرسه ام زود شد
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
زنگ ساعت به صدا در امد خیلی اهسته امدم پذیرایی زنگ ساعت را قطع کردم و بعد برای بجا اوردن عبادات صبحگاهی اماده شدمxa0 وقتی می خواستم نماز بخوانم هوا روشن بود و نیازی به روشن کردن چراغ نبود راحت خودم را ب
باران زیبا باریدن گرفت
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
xa0خوشحالم که قطرات باران, را روی شیشه های تمیز اتاقم می بینمxa0
مثل شیر سماور آب میاید
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
نمی دونم از کجاش بگمxa0 از وقتی که شهرمون طهرون آب لوله کشی نداشت !!خونه ما یک آب آنبار داشت در کف حیاط وقتی از در حیاط می امدی توی خونه روی پشت بوم اب انبار پاتو می گذاشتی چه صفایی داشت .داشتن اب داخل
سماور نفتی
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
کم کم زندگی مدرن شد و سماور, های ذغالی از خونه ها جمع شد و سماور, نفتی, اومد توی خونه هاxa0 xa0دیگه اتش گردونxa0 و ذغال هم توی هیچ خونه ای پیدا نمیشدxa0 سماور, نفتی, با یک افاده ای جای خودش رو توی خونهxa0 هاباز کرد
نگاهی به چرخ خیاطی
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
xa0 به کنار چرخ خیاطی, رفتم و انرا که داخل میزشxa0 مخفی شده بود بیرون اوردم و دستی به رویش کشیدم و یک صندلی کنار چرخ گذاشتم و به او نگاه کردم . نگاه به چرخ خیاطی, مرا برد به سالی که این یکی یکدونه را با چه
ایکاش
-
تاریخ: 1397/9/15 ساعت: 13:19
وقتی هواپیما اماده برای پرواز است مهماندار می گوید لطفا موبایل های خود را خاموش نگه داریدxa0 ایکاش, همیشه سوار بر هواپیما بودیمxa0 ایکاش, وقتی داریم از خیابان عبور می کنیم با تلفن صحبت نکنیمxa0 ایکاش, وقتی دار
حباب زیباست اما
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:09
xa0ما دو نوع حباب درست می کردیم حباب با ادامس بادکنکی و حبابی با کف صابونxa0 واما حباب زیباست اما ماندگار نیستxa0 وقتی درون لیف حمام که پر از صابون بود فوت می کردیم و هزاران حباب را روی دستان خود می دیدیم xa0به یکی یکی ان حباب ها نگاه می کردیم و کم کم حباب ها محو می شدند و ما حبابهای دیگری ایجاد می ...
نمی دونم
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 4:09
xa0 نمی دونمxa0 تا به حال برایتان پیش امدهxa0 که مثل مرغ سر کنده باشید و یا مثل کلاف سر در گمxa0 + نوشته شده در xa0دوشنبه دوم مرداد ۱۳۹۶ساعتxa09:33xa0 توسطxa0هما اثباتیxa0 |xa0