پنج شنبه - تاریخ: 1398/11/28 ساعت: 6:46
امروز پنج شنبه اخرین روز هفته هم از راه رسیده ، امیدوارم همگی کارهایی که میخواستیم در این هفته انجام بدهیم ، موفق به انجامش شده باشیم .xa0چه سرعتی زمان طی شد و به اخرین روز هفته رسیدیم و فردا روز جمعه ا
باد و باران کجایید - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:32
حالا که بارون نداریم از خدا دور شدیم .خدایا خیلی دوستت دارم برامون بارون بفرست .
نم نم بارون - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:32
امروز طعم پاییز را چشیدمxa0وقتی پاهایم را روی برگ های چنار می گذاشتمxa0به خاطر نم نم بارون زیبا صدایی شنیده نمی شد .xa0نم نم بارونxa0
امروز دیگه گاوتون رو خرمن کی کردید - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:32
امروزبا خود گفتم کمی از گذشته های دور با هم صحبت کنیم زمانی کهxa0 ما مدرسه می رفتیم ،. وقتی دور همxa0می نشستیم و خیلی اهسته صحبت می کردیم و گاهی بلندxa0 بلندو گاهی یواش می خندیدیم .xa0 مادر که همیشه در حال را
امید زندگی - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:32
هر روز نهال امیدم را اب یاری میکنم.و برای قد کشیدن ان کوششxa0سبز باشی امیدمxa0
شب یلدا - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:32
پسر ،مادر چه سفره زیبایی برای شب یلدا چیده ایمادر، پسرم همین چیز ها رو داشتم .xa0پسر ، مادر بابا چرا دیر کرده کجاست ؟مادر ، بابا رفته قطب برف بیاره .
ماه مهر از نیمه هم گذشت - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
ماه مهر پر خاطره ترین ماههای سال است . زیبایی وصف نا پذیری دارد وقتی مدرسه بازمی شود پیاده رو ها چقدر زیبا می شود ودانش اموزان با ان لباسهای فرم خود وقتیxa0 قدم بر روی سنگ فرش پیاده رومی گذارند پیاده رو
باران زیبا می بارد - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
امروز شیشه های اتاقم را تمیز کردم ،تا ریزش باران را قشتگ تر ببینم .باران همچنان می بارد .
برگهای پاییزی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
امروز جوراب نارنجی پوشیدم .چون وقتی پاهایم را روی برگهای پاییزی میگذارمxa0به برگ بگویم من با تو هم رنگ هستم .برگ های پاییزی من
سلام - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
چقدر زیباست لبخند هنگام سلام کردن .زیباترین کلمه را سلام میدانم .خدا حافظی را دوست ندارم .
نصیحت پدر به دخترش - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
پدرم این چنین گفت:xa0دخترم سعی کن روی پای خودت بایستی ،اگر افتادی،بدان که در این دنیا هیچ کس خم نمی شودxa0دست تو را بگیردxa0و بلندت کند ، سعی کن خودت بلندشویxa0
گمشده - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
امروز وقتی از خونه رفتم بیرون نمی دونستم کجا هسنمxa0برج میلادxa0کوهxa0دماوندxa0کوه شمرونxa0همه گم شده اندxa0کوچهxa0خونمون را به سختی پیدا کردم چونxa0دوده گرفته بودxa0
ببار ای باران - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:28
وقتی باران را از پشت پنجره اتاق دیدمxa0من هم با ،باران گریستمxa0xa0
من دارم - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 4:28
xa0لباس زیبا دارم اما نمی پوشمپول دارم اما خرج نمی کنمxa0مادر دارم اما به او سرنمی زنمxa0ظرف زیبا دارم اما از ان استفاده نمی کنمxa0ماشین دارم اما سوار ان نمی شومxa0وقتی که استفاده نمی کنمxa0پس من ندارم !!!!!!!!!!!!
رمضان های ان سالهای دور با افطاری های بی نظیرش - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 4:28
بهxa0یاد رمضان هایی که کنار سفره دوازده متری مادرم می نشستیم .xa0چه با صفا بود ان روزها کنار مادر پدر برادران و خواهران وبی بی جونxa0 همه شاد و خندان پر هیاهو بود یمموقع افطار مادرم سماورxa0بزرگ را کنار سفره
سلام بر مادرم - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 4:28
مادرم ماه رمضانxa0 xa0امسال هنگام افطاریxa0 یک استکان چای که تا نیمهxa0 ان شکر داخلشxa0باشهxa0 به دستم ندادی .
سفره ات همیشه گسترده باد - تاریخ: 1398/3/18 ساعت: 4:28
مادرمxa0خانه ات بودxa0اتاقت بودxa0سفر ه ات بودxa0استکانت بودxa0بشقابتxa0 قاشقت ات کفکیر اتxa0 لیوانت و همه و همه چیز بودو حتیxa0ساعتت روی دیوار زمان را نشان می دادxa0اما !!!!!!اما خودت نبودیxa0
اولین سالی که تونیستی - تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
مادرم چگونه به خانه ات بیایمکه تو نیستیxa0چگونه به پنجره اتاقت نگاه کنمxa0که تونیستیxa0چگونه xa0گلدانهایتxa0 را مرتب کنمxa0xa0که تونیستیxa0چگونه باغچه ات را اب یاریxa0کنمxa0که تو نیستیxa0اخر گل رز باغچه ات را به دست چه کسی بدهمxa0وحالا با چشمان گریان پرده اتاقت را کنار می زنمxa0تا نور بتابد در این خ...
خانه تکانی - تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
مادرم می دانم به خانه ات میاییxa0خانه ات تمیز و مرتب است پنجره اتاقتxa0منتظر توستxa0xa0با دستانت پرده اتاقت را کنار بزنxa0ببینباغچه ات امدن بهار را نوید می دهدxa0بهار امدxa0دانه ها xa0سراز خاک بیرون اورده اندxa0مادرمxa0 مادرمxa0 مادرمxa0منتظرم باشxa0
پدر. - تاریخ: 1398/2/30 ساعت: 19:32
پدرم وقتی تو رفتی تکیه گاهم را از دست دادمxa0xa0xa0و بعد به مادرم تکیه کردمxa0اما حالا نه تو هستی و نه مادرم !هیچ تکیه گاهی ندارمxa0پدر جانم روحت شاد باشهxa0