۲۵ فروردین ، نولدت مبارک
-
تاریخ: 1403/1/28 ساعت: 0:15
تولدت مبارک فرزندم وقتی برای اولین بار پرستار تو را بغل من گذاشت ، دستان زیبا و تمیز و نرمت را درون دستان خودم گذاشتم و به انگشتان کوچکت نگاه می کردم ، دستان من صاف سفید و ناخن هایم را کوتاه کرده بودم و انها را کاملا سوهان کشیده بودم که به تو آسیب نرسانم ، (، این اتفاق وقتی برادرت نوزاد بود و در بغل...
شازده کو چولو
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 1:07
اولین چیزی که گذاشتم داخل کیفم دستی خود ،کتاب شازده کوچولو ست ، گفتم ببرمش بیرون ، چند ساعتی با هم باشیم ،اول می برمش پارک با هم پیاده روی می کنیم ، و بعد ........بقیه برنامه های امروز ،وقتی برگشتم ، می نویسم Adblock test (Why?)
ضرب المثلی
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 1:07
[unable to retrieve full-text content]گذر پوست به دباغ خانه می افتد .
شازده کوچولو ، قسمت۲
-
تاریخ: 1402/12/2 ساعت: 1:07
هیچ فکر نمی کردم که شازده کوچولو هم قسمت دوم داشته باشد ، چه کنم حالا می نویسم و به قولی که به خودم داده بودم ، وفادار باشم ،.پارک ، به خاطر دو روز باران که در تهران باریده بود داری هوای سالم بود و زمین و کوچه ها را هیچ چیز جزء باران نمی توانست تمیز کند ، تشکر از خدا وند بزرگ ،در برگشت از پارک با شا...
کارت منزلت
-
تاریخ: 1402/11/2 ساعت: 19:45
شاید اسم کارت منزلت را شنیده باشیدچند سالی است که منزلتی شده ام و از مزایای آن این است که کارت مترو ( و کارت استفاده از اتوبوس ) را با تخفیف به شما فروخته می شود ،به عنوان مثال شما ۳۰ هزار تومان پول پر داخت می کنی و داخل کارت شما ۳۰۰ هزار تومان شارز ( اعتبار ) می شود ،القصه کارت موجودی نداشت ( البته...
کارت منزلت در دست به سمت ایستگاه مترو
-
تاریخ: 1402/11/2 ساعت: 19:45
بعد از طی کردن راهرو طولانی داخل ایستگاه متروی صادقیه ،از چند پله پایین رفتم و تابلو ها را خواندم که به کدام سمت باید برومجوانها بدو بدو می رفتند و همه بدون استثنا کفش های راحتی ( کتانی کفش ورزشی ) به پا داشتند ،( خبری از تق تق کفش پاسنه بلند نبود ) تصویر هایی از خطوط مترو بر روی دیوار ها نصب شده بو...
آیا حمله مغول هاست
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 1:44
نمی دانم تاریخ به عقب برگشته ،و مغول ها حمله کرده اند ،؟که هیچکس در امان نیستکشتار بی گناهان بچه ها ، زن ها ،خانه ها ویران ، بی آبی ، بی غذایی ، چه می کنند !!!!،چرا سکوت ،دیگر جایی سالم مانده ،خدایا ما که زورمان به کسی نمی رسد خودت کمک کنبه یاری تو خدای مهربان نیاز داریمکمک ، کمکعدالت کجاست ، عدالت ...
گفتاری از حضرت سعدی
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 1:44
چنان قحط سالی شد اندر دمشق که یاران فراموش کردند عشق چنان آسمان بر زمین شد بخیل که لب تر نکردند زرع و نخیل بخوشید سر چشمه های قدیم نماند آب ، جز آب چشم یتیم نبودی به جز آه بیوه زنی اگر بر شدی دودی از روزنی ...............واما نه باران همی آید از آسمان نه بر می رود دود فریاد خوان Adblock test (Why?)
زمستان های پری روز
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 1:44
زمستان خودش را نشان می داد ،شهر یک دست سفید بود رنگ قهوه ای ( خاک ) و رنگ طوسی نمی دیدی ،بابا پیاده رو را تمیز کرده بود می گفت: تمیز باشه مردم زمین نخورند .با عمو دیوار به دیوار بودیم ، درب حیاط عمو را زدم و با دختر عمو همکلاسی بودیم هر دو به سمت مدرسه راه افتادیم ،تا مدرسه در روز های عادی نیم ساعت ...
صحبت تلفنی
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 18:16
چندین مرتبه شماره زمستان را گرفتم جواب ندا د . من این شماره را گرفتم ، برف ، برف ، برف نمی دانم ، صحیح بوده ، شاید سرما را باید شماره گیری کنم !!!!منتظر می مانم تا خودش زنگ بزند . Adblock test (Why?)
زمستون کجایی که یادت به خیر
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 18:16
آن قدیما فصل های سال کار خودشون را انجام می دادند ،دنبال ابر در آسمون در فصل زمستون نبودیم .بلکه دنبال خورشید بودیم ببینیم می تونیم لباس شستشو کنیم ،هر سال حوض خونه در اثر شدت یخبندون می شکست ، ( ترک می خورد) بابا یک چوب قطور ( به قطر تیر های چراغ برق سابق که چوبی بود ) می انداخت داخل حوض که یخ به چ...
زمستان آمد
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 16:41
[unable to retrieve full-text content]نه آن قدر نرم باش که له شوی نه آن قدر سخت باش که بشکنی
پاییز هم رفت
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 16:41
کلبه متروکه ای را از دور دیدم که نور کمی از پنجره آن نمایان بود .درب کلیه را باز کردم دیدم پاییز یک بقچه قرمز رنگ چهار خانه را زیر سرش گذاشته و خوابیده ،آهسته به شانه اش زدم بیدار شد .دیدم چشمانش خیس است ،به او گفتم چرا اینجا امده ای ،گفت منتظر زمستان هستم !او گفت : حتی چشمانم دیگر اشکی نداردحالا با...
پاییز با کوله پشتی اش
-
تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 0:54
پاییز آمد کوله بشتی خود راباز کرد اماباد باران سرما را جا گذاشته بود . او خجالت زده شده است و در گوشه ای نشسته و بغض گلویش را گرفته نمی تواند گریه کند و می گوید جواب زمستان را چگونه بدهم شرمنده از حضورم چگونه می توانم این ۸۰ روز گذشته را در ۱۰ روز آینده جبران کنم آیا مرا می بخشید ؟ Adblock test (Why...
همه با هم برابریم
-
تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 0:54
این ضرب المثل را بار ها از زبان مادرم شنیدم .سفید رو و سفید بخت بفرمایید روی تخت سیاه رو و سیاه بخت بفرمایید توی مطبخ گاهی هم می خواند سفید ، سفیدش صدتومن سرخ و سفید سیصد تومن حالا که رسید به سبزه هر چی بگی میرزه همه با هم برابریم Adblock test (Why?)
سفید پوستان ؟
-
تاریخ: 1402/9/22 ساعت: 0:54
[unable to retrieve full-text content]سفید پوستان بر تخت نشسته اند !!!!!! و دستور ........پشت دستور ،
قصه ای از خیابون
-
تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:39
سوار ماشین بودم ، ترافیک که معرف حضور همه همشهری های تهرانی عزیزم هست و با آن آشنا هستیم ،ترافیک نعمت بزرگی است ،با بودن آن تصادف کمتر است ، چون ماشین با سرعت مورچه حرکت می کند ،با خود گفتم چه خوب شد خیابون به وجود آمد ورگرنه الان اینجا بیابون بود ،خیابون نعمت بزرگی به ارمغان آورده ، اول کار خانه ما...
قصه بابا ، ( پایان )
-
تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:39
هر قصه ای آغازی دارد و پایانی ،امروز قصه بابا را به پایان می بریم .آذر ماه سال ۷۷ بود ، صبح زود تلفن زنگ زد ،پری خانم بود . پری خانم که چندین خونه با خونه آجر بهمنی قرمز فاصله داشت ، بود . آن زمان های نه چندان دور همیشه همسایه به کمک همسایه می آمد . ( چه زمان خوشحالی ، چه غم و اندوه )بعد از احوال پر...
دوستی
-
تاریخ: 1402/9/12 ساعت: 17:39
دوست آن است که گیرد دست دوستدر پریشان حالی و در ماندگیدوستی با مردم، دانا نکوست .با کسی دوست باشکه هر روز یک جمله مثبت ازش یاد بگیری ،دوستان عیبم کنند که چرا دل به توبستم .باید اول به تو گفتن ، چنین خوب چراییمن ندانستم از اول که تو بی مهر و وفاییعهد نا بستن از آن به که ببندی و نپاییامااز دوستی خاله ...
روز پرستار
-
تاریخ: 1402/8/30 ساعت: 16:57
سلامبه تمامی پرستاران عزیز ،روز پرستار برتمامی پرستاران مبارک باشد ،و تبریک ویژه به پرستارانی که در خانه مراقبت بیماران را به عهده دارند و از آنها تا کنو ن یادی نکردیم ،روز پرستار مبارک Adblock test (Why?)