1 که ،با ماه مهربانی شروع می شودبرایش دست زدیم و شادی کردیم و منتظر باران پاییزی نشسته ایم و اما
با خود گفتم هنوز سرما و طوفان نشده دیداری با تزدیک ترین هایمان داشته باشیم ، (مهمانی)
وسایل پذیرایی برای یک ناهار دور همی را آماده کردم ، و بر ای ورود مهمان ها چای را دم کرده و استکانهای واقعی را در سینی مخصوص مهمان گذاشته و منتطر شنیدن زنگ در نشستم ،.
اولین مهمان وارد شد با صورتی گلگون و شکایت از گرما ،
با خود اندیشیدم که چگونه از این مهمان پذیرایی کنم ، چای که نمی شود !
فورا شربت آلبالو را آماده کردم ، و در مقابل مهمان قرار دادم ،
گفتم پاییز را امروز خجالت زده کردم ،
شربت آلبالو برای مهمان ان هم در.........
پاییز ببخشید ، فکر کردم تابستانی ،
پذیرایی در پاییز با شربت البالو ،
خنده کردیم و شربت را هم زدیم ،
حالا که کوچه یخبندان نیست ما یخ را در لیوان شربت به دنبال آن می گردیم
برچسب:
نویسنده: آرمان شریعتی