خرید بک لینک

1 که ،با ماه مهربانی شروع می شودبرایش دست زدیم و شادی کردیم و منتظر باران پاییزی نشسته ایم و اما

با خود گفتم هنوز سرما و طوفان نشده دیداری با تزدیک ترین هایمان داشته باشیم ، (مهمانی)

وسایل پذیرایی برای یک ناهار دور همی را آماده کردم ، و بر ای ورود مهمان ها چای را دم کرده و استکانهای واقعی را در سینی مخصوص مهمان گذاشته و منتطر شنیدن زنگ در نشستم ،.

اولین مهمان وارد شد با صورتی گلگون و شکایت از گرما ،

با خود اندیشیدم که چگونه از این مهمان پذیرایی کنم ، چای که نمی شود !

فورا شربت آلبالو را آماده کردم ، و در مقابل مهمان قرار دادم ،

گفتم پاییز را امروز خجالت زده کردم ،

شربت آلبالو برای مهمان ان هم در.........

پاییز ببخشید ، فکر کردم تابستانی ،

پذیرایی در پاییز با شربت البالو ،

خنده کردیم و شربت را هم زدیم ،

حالا که کوچه یخبندان نیست ما یخ را در لیوان شربت به دنبال آن می گردیم

برچسب: نویسنده: آرمان شریعتی تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1402 ساعت: 19:33

صفحه بندی