خرید بک لینک

سفره دوازده متری مادرم  

دوست دارم ساک سفری باشم ...

کودکی درون

بعد از مدتها ها به سفری کوتاه رفتیم

به نیت البالو چیدن

درخت کوتاهی را انتخاب کردم و کنار درخت نشستم ،

شاخه را به دستم گرفتم و مشغول چیدن شدم ،

دم های بلند البالو هیجان انگیز بود

البالو چیدن را دوست دارم شاخه اش خیلی راحت خم میشه و به راحتی البالو ازش جد ا میشه ،

سکوت در منطقه عالی بود ، صدای برگ، صدای البالو ،صدای اب ،همه عالی بود ،حرف آنها را متوجه می شدی .

صدای شادی بچه ها که از کنار جویی از کنار کوه عبور می کردند منطقه را فرا گرفت .

سگی پارس می کرد و بچه ها فریاد می زند و می گفتند نمیشه عبور کرد اینجا خطرناک است .

منطقه پژواک صدا دا ره

به یاد کودکی.

فریاد زدم جلو تر نروید گرگ داره ، چندین مرتبه این جمله را گفتم.

بعد بچه ها فریاد زدند گرگ ، گرگ ، داره میاید ، و کم کم مسیر صدایشان تغییر کرد ،

به یاد دوران کودکی که خوشمان می امد صدا بزنیم و بعد صدای خودمان را بشنویم . کودکی درون ، خاطرات خوش ،بدون جنگ ،

سطل البالو پر شد

برچسب: نویسنده: آرمان شریعتی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 17:05

صفحه بندی