خرید بک لینک

دستمال گرد گیری در دستم بود و داشتم طبقات کتابخانه را تمیز می کردم ،. در کتابخانه به دنبال هیچ چی بودم ، کتاب بابا لنگ دراز توجه منو جلب کرد ، به یاد آن روز های زیبا افتادم، که برای بچه ها کتاب تهیه می کردم و برایشان ، می خواندم . واز کتاب خواندن در کنار انها لذت می بردم زمان کودکی ما کتاب داستان مخصوص کودکان نبود .!!

با خود می گفتم آدم بزرگها برای بچه ها کتاب نوشته اند . باید بدانم چطوری نوشته اند .

بابا لنگ دراز و قصه های من و بابام ، بابای خوب من ، را از کتابخانه خارج کردم، تا آنها را مطالعه کنم .

بدنبال هیچ بودن هم جالبه ، ! دو تا کتاب انتخاب کردم .

برچسب: نویسنده: آرمان شریعتی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 8:10

صفحه بندی